پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
198
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
از اين سخنان پادشاه عزم كرد هرچه زودتر به جنگ و جلوگيرى بشتابد و با نهصد هزار تن سپاه بسيار منظم بر گرد سر خود روى به راه نهاده به يك ناگاه از جلو دشمن پديدار گرديد . دشمن كه چنين گمانى را هرگز نداشت و بىپروا و پراكنده راه مىپيمود و ابزارهاى جنگى ايشان آماده كارزار نبود از پيدايش ناگهانى آن سپاه بيكران سخت سراسيمه گرديده به دست و پا افتاده . ولى كار بس دشوارى بود كه كوروش بتواند در ميان آن غوغا و پرآشفتگى سپاه خود را به سامانى آورده آماده جنگ گرداند . بيش از همه آن نظمى كه ارتخشثر به سپاه خود داده و آن آرامى و آهستگى كه آن لشكر بيكران در حركت خود داشت يونانيان را سخت در شگفت انداخت . چه آنان به گمان خود سپاهى را منتظر بودند سخت نابسامان كه سپاهيان هياهو برانگيزند و جستها نمايند و پراكنده و دور از هم راه پيمايند ، ولى اكنون همه آهستگى و آرامى ديدند . برگزيدهترين گردونههاى زرهپوش را در پيشاپيش تيپها در برابر يونانيان قرار داده بودند كه با يك حمله نيرومندى صفهاى آنان را در هم شكسته بىآنكه سپاهيان نزديك رفته باشند . داستان اين را تاريخنگاران بسيارى به رشته نگارش كشيدهاند . گزنفون كه آن را با چشم ديده گزارش آن را چنان باز مىگويد كه تو گويى نه حادثه انجام يافته بلكه حادثهاى است كه هم اكنون در كار به رويدادن است و با سخنان جاندار خود چنان حادثه را در دلهاى شنوندگان نمودار مىگرداند كه هر كسى بايد به افسوسها و بيمهاى آن شركت نمايد . بااينحال جز بيخردى نخواهد بود كه من داستان آن جنگ را سرتاسر بسرايم و بيش از اين نمىسزد كه آنچه را گزنفون ياد نكرده و خود در خور ياد كردن است من در اينجا بنگارم . جايى كه دو لشكر به هم رسيدند گناگسا « 1 » نام داشت كه شصت و دو ميل كمابيش فاصله از بابل دارد . در اينجا كليارخس از كوروش خواستار گرديد كه تا جنگ درنگرفته خود را به پشت سر جنگجويان كشيده در پيشاپيش صفها با خطر روبرو نباشد . مىگويند كوروش در پاسخ او گفت : چه مىگويى كليارخس ؟ من در طلب پادشاهى مىكوشم و شما مىخواهيد كه خود را ناشايسته به آن نمودار گردانم !
--> ( 1 ) . Cunaxa